كَم آيَةٍ يُؤنِسُها مَعشَرٌ
فَلا يُبالونَ وَ لا يَتَّقون
في هُوَّةٍ حَطّوا وَمِن رَأيِهِم
أَنَّهُم في رَفعَةٍ يَرتَقون
وَهُم أُسارى في يَدَي عَيشِهِم
لَعَلَّهُم عِندَ الرَدى يُعتَقون
ما أَغدَرَ الدَهرَ وَأَبناءَهُ
لِأَنَّهُم مِن بَحرِهِ يَستَقون
كَم ظَلَمَ الأَقوامُ أَمثالَهُم
ثُمَّتَ بادوا فَمَتى يَلتَقون؟
بس بود نشان هاي خدا، خلق بديدند
ليكن نپذيرفته، رهِ حق نگزيدند
در چاه فتادند و ندانند و بر آنند
كز خاك رها گشته، بر افلاك پريدند
در دست هوس هاي خود اين خلق اسيرند
شايد كه به دستان اجل جمله رهيدند
نيرنگ زنان است زمان، مردم نامرد
فرزند زمان اند و به جانش طلبيدند
بس قوم كه تازاند بر اقوام دگر، ليك
در خاك تپيدند و به جايي نرسيدند
امير چناري
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر